هر روز هزاران بیمار، از مصدومان حوادث و بیماران نیازمند جراحیهای پیچیده گرفته تا مبتلایان به سرطان، تالاسمی، هموفیلی و دیگر بیماریهای خونی، حیات خود را مدیون زنجیرهای هستند که از اهدای داوطلبانه خون آغاز میشود و با انتقال ایمن فرآوردههای خونی به مراکز درمانی ادامه مییابد.
با وجود نقش حیاتی این فرآیند در نظام سلامت، شاید کمتر کسی بداند که نظام انتقال خون ایران برای رسیدن به جایگاه امروز، مسیری طولانی و پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته است؛ مسیری که از سالهایی آغاز شد که نه اهدای خون در میان مردم فرهنگسازی شده بود، نه ساختار واحدی برای تأمین خون وجود داشت و نه نظارتهای علمی و استانداردهای امروزی بر فرآیند انتقال خون حاکم بود.
در دهههای ابتدایی شکلگیری طب انتقال خون در ایران، تهیه خون مورد نیاز بیماران بیش از آن که بر یک نظام منسجم استوار باشد، به تلاش پزشکان و امکانات محدود مراکز درمانی وابسته بود. در آن سالها، آشنایی عمومی با اهمیت اهدای خون بسیار اندک بود و متقاعد کردن افراد برای اهدای خون کار آسانی به شمار نمیرفت. با افزایش نیاز بیمارستانها به خون، نبود یک متولی واحد و کمبود اهداکنندگان داوطلب، زمینه را برای شکلگیری دلالان و بنگاههایی فراهم کرد که خون را از افراد در ازای پرداخت پول خریداری و با قیمتهای بالاتر به مراکز درمانی عرضه میکردند؛ روندی که علاوه بر ایجاد بازار سوداگرانه، مخاطرات جدی برای سلامت خون و بیماران به همراه داشت، زیرا نظارت علمی و کنترلهای لازم بر کیفیت خونهای جمعآوریشده وجود نداشت.
همین چالشها ضرورت ایجاد ساختاری متمرکز برای مدیریت نظام انتقال خون کشور را بیش از پیش آشکار کرد. در نهایت، با تأسیس سازمان انتقال خون ایران در مردادماه سال 1353، فصل تازهای در نظام سلامت کشور آغاز شد. تشکیل این سازمان، ضمن پایان دادن به فعالیت واسطهها و ساماندهی فرآیند تأمین خون، زمینه را برای استقرار استانداردهای علمی، توسعه زیرساختهای آزمایشگاهی، افزایش ایمنی خون و فرهنگسازی در زمینه اهدای داوطلبانه فراهم کرد. هرچند در سالهای ابتدایی، تأمین خون همچنان بر پایه «اهدای جایگزین» از سوی بستگان و آشنایان بیماران انجام میشد، اما این روند نیز به تدریج جای خود را به نظام اهدای داوطلبانه داد.
دیدگاه خود را بنویسید