دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بامداد پنجشنبه گذشته از اجرای آنچه خود «خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور توصیف کرده است، علیه ایران خبر داد؛ اقدامی که محورهایی مانند محدودسازی صادرات نفت، قطع یا محدود کردن کانال‌های ارزی، فشار بر صرافی‌ها، محدودیت ثبت کشتی‌ها و برخورد با شرکت‌های صوری را دربرمی‌گیرد.


لازم به ذکر است فارغ از اینکه این تهدیدها تا چه‌اندازه در عمل قابلیت اجرا دارند، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: ایران وارد مرحله تازه‌ای از فشار اقتصادی شده است؛ مرحله‌ای که در آن، اقتصاد بیش از گذشته به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های تقابل ایران و آمریکا تبدیل خواهد شد.

تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که پاسخ به این سؤال چندان ساده نیست، ایران سال‌هاست با تحریم، محدودیت‌های مالی و بانکی، دشواری در فروش نفت و موانع تجارت خارجی مواجه است و در این مدت، سازوکارهای متعددی برای تطبیق با این شرایط ایجاد کرده است.


از طرف دیگر، اقتصاد ایران اگرچه در برابر تحریم‌ها آسیب‌پذیر است، اما ظرفیت‌هایی برای دور زدن محدودیت‌ها و تغییر مسیر تجارت خارجی نیز دارد، به همین دلیل، تصور اینکه صرفاً با افزایش فشار اقتصادی می‌توان اقتصاد ایران را از کار انداخت، با واقعیت‌های موجود فاصله دارد،


البته این به‌معنای کم‌اهمیت بودن تهدید جدید نیست، به‌عکس، اگر فشارهای جدید آمریکا بتواند همزمان صادرات نفت، درآمدهای ارزی، تجارت خارجی و مسیرهای انتقال پول را هدف قرار دهد، هزینه‌های قابل‌توجهی به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد،


بنابراین، مسئله اصلی برای سیاستگذار این نیست که آیا تحریم‌ها اثر دارند یا نه؛ بلکه این است که چگونه می‌توان میزان آسیب‌پذیری اقتصاد ایران را کاهش داد.


مقاومت اقتصادی نباید به‌معنای تحمل صرف باشد


به‌اعتقاد من، نخستین گام، بازتعریف مفهوم «مقاومت اقتصادی» است. مقاومت اقتصادی نباید صرفاً به این معنا باشد که اقتصاد در برابر فشار خارجی دوام بیاورد. اگر قرار باشد تحریم‌ها هر بار بهانه‌ای برای تعویق اصلاحات اقتصادی شوند، در نهایت هزینه اصلی را مردم و تولیدکننده پرداخت خواهند کرد.


این شرایط می‌تواند فرصتی برای اصلاح بخشی از مشکلات ساختاری اقتصاد باشد؛ از نظام بانکی و سیاست‌های ارزی گرفته تا نظام مالیاتی، یارانه‌ها و مدیریت واردات. اقتصادی که از درون اصلاح شده باشد، طبیعتاً در برابر فشار خارجی نیز مقاوم‌تر خواهد بود.


وابستگی تجاری باید کاهش پیدا کند


یکی دیگر از درس‌های شرایط فعلی، ضرورت تنوع‌بخشی به شرکای تجاری است. اگر بخش قابل‌توجهی از تأمین کالا یا تجارت خارجی کشور به تعداد محدودی از کشورها وابسته باشد، هرگونه تغییر در سیاست آنها می‌تواند به یک شوک اقتصادی تبدیل شود، به‌عنوان مثال امارات متحده عربی، بزرگترین تأمین‌کننده کالاهای اساسی ایران، در روزهای اخیر مبادلات خود را متوقف کرده است، این زنگ خطر، ضرورت گسترش روابط تجاری با کشورهای همسایه و شرق آسیا را دوچندان می‌کند،


بنابراین ایران باید روابط تجاری خود را با کشورهای همسایه، آسیای مرکزی، شرق آسیا و سایر اقتصادهای نوظهور گسترش دهد، در این میان، فعال‌سازی واقعی کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد. در شرایط جنگ اقتصادی، مسیرهای تجارت خارجی خود به یک ابزار قدرت تبدیل می‌شوند