یکی از چالش‌های مهم بازار ارز در شرایط فعلی، فاصله میان «عمق واقعی معاملات» و «اثرگذاری قیمتی» بازار غیررسمی است؛ بازاری که در کانال‌های تلگرامی، معاملات فردایی و مراکز غیررسمی مانند سبزه‌میدان دنبال می‌شود، اما در مواردی نرخ‌های اعلام‌شده در آن به‌عنوان سیگنال انتظارات، بر تصمیمات اقتصادی در سایر بازارها نیز اثر می‌گذارد.

مسئله اصلی اینجاست که اگر حجم واقعی معاملات در این بخش از بازار نسبت به نیاز ارزی اقتصاد بسیار محدود باشد، چرا نرخ حاصل از چند معامله محدود می‌تواند به مبنای ذهنی قیمت‌گذاری در بخش‌هایی از اقتصاد تبدیل شود و حتی انتظارات فعالان اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد؟


این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در سوی دیگر بازار، بازار رسمی ارز با حجم بسیار بزرگ‌تری از عرضه و تقاضا فعالیت می‌کند. به بیان دیگر، ممکن است بخش کوچکی از معاملات ارز، از نظر حجم، توان تعیین‌کننده‌ای برای تأمین نیازهای اقتصاد نداشته باشد، اما از نظر «سیگنال‌دهی» و شکل‌دهی به انتظارات، اثر بسیار بزرگ‌تری پیدا کند.