جبران خسارت‌های ناشی از جنگ و بازگرداندن بنگاه‌های آسیب‌دیده به چرخه تولید، یکی از مسائل مهم اقتصاد پس از جنگ محسوب می‌شود. نحوه تأمین منابع مالی برای این منظور نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چراکه انتخاب هر مسیر می‌تواند آثار متفاوتی بر نقدینگی، تورم، سرمایه‌گذاری و بودجه دولت داشته باشد.


بررسی مسیرهای مختلف تأمین مالی خسارت‌های جنگی نشان می‌دهد که این منابع می‌تواند از محل منابع مالی دولت، تسهیلات شبکه بانکی یا بازار سرمایه تأمین شود. هر یک از این روش‌ها مزایا و محدودیت‌هایی دارد و انتخاب آنها باید با توجه به شرایط اقتصاد، ظرفیت منابع و آثار تورمی صورت گیرد.


محدودیت منابع دولت و آثار تأمین مالی بانکی


استفاده از منابع بودجه‌ای دولت برای جبران خسارت‌ها با محدودیت منابع عمومی مواجه است. در شرایطی که دولت با مجموعه‌ای از هزینه‌های جاری و سرمایه‌ای و همچنین اولویت‌های متعدد مواجه است، اختصاص منابع قابل توجه برای بازسازی بنگاه‌ها می‌تواند نیازمند جابه‌جایی منابع یا تأمین منابع جدید باشد.


از سوی دیگر، شبکه بانکی یکی از مسیرهای سریع تأمین مالی محسوب می‌شود، اما افزایش اعطای تسهیلات در صورتی که پشتوانه آن منابع جدید بانکی باشد، می‌تواند به افزایش نقدینگی و در نهایت تشدید فشارهای تورمی منجر شود. از این منظر، تأمین مالی بانکی نیز باید با محدودیت‌ها و آثار پولی آن مورد توجه قرار گیرد.


در این میان، بازار سرمایه به دلیل برخورداری از ابزارهای متنوع تأمین مالی و امکان استفاده از منابع موجود در اقتصاد، می‌تواند یکی از مسیرهای قابل بررسی برای تأمین مالی بازسازی بنگاه‌های آسیب‌دیده باشد.