به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع‌رسانی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری، متن سخنرانی حسین افشین، معاون علمی رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان، در پانزدهمین همایش ملی نخبگان با شعار آیین میثاق نخبگان؛ با ایران فردا که یازدهم مهرماه در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، به شرح زیر است:


 


بسم الله الرحمن الرحیم


 


اساتید محترم، دانشمندان، نخبگان، فناوران، کارآفرینان و فرزندان عزیز ایران؛ سلام عرض می‌کنم.


 


می‌خواهم امروز سخنم را با یک تصویر آغاز کنم. نه با یک نمودار، نه با یک عدد و نه با گزارشی از تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان و طرح‌هایی که اجرا شده است. با تصویر یک چسب ساده؛ همان چسب همه‌کاره رازی که احتمالاً خیلی از ما از کودکی آن را می‌شناسیم. اما این یکی با بقیه فرق دارد. روی بسته‌بندی آن، بالای نام رازی، یک نام دیگر آمده است: ماکان.


 


ماکان نصیری.


 


چند وقت پیش، در ادامه تفحص مدرسه شجره طیبه، یکی از وسایلی که از ماکان پیدا شد، یک چسب بود؛ چسبی که نام خودش را روی آن نوشته بود. حالا شرکت رازی بسته‌بندی محصولش را به یاد ماکان تغییر داده و نام او را روی همان محصول آورده است. شاید در نگاه اول، این فقط یک رفتار محترمانه و انسانی از طرف یک بنگاه ایرانی باشد؛ اما من هرچه بیشتر به این تصویر نگاه کردم، احساس کردم در دل این اتفاق کوچک، معنایی بسیار بزرگ‌تر وجود دارد.


 


عجیب است؛ از میان همه چیزهایی که می‌توانست از ماکان باقی بماند، چیزی پیدا شده که کارش «وصل کردن» است.


 


شاید ما امروز بیش از هر زمان دیگری به همین مفهوم نیاز داریم؛ به پیوند. جامعه ما به چسب اجتماعی نیاز دارد که نام دیگرش اعتماد است. به چسب نسلی نیاز دارد که تجربه یک نسل را به امید و جسارت نسل بعد متصل کند. به چسب علمی نیاز دارد که دانشگاه را به صنعت، پژوهش را به مسئله، نخبه را به مأموریت، فناوری را به سرمایه و محصول را به بازار وصل کند. به چسب نهادی نیاز دارد که دستگاه‌های کشور را از جزیره‌های جدا از هم، به اجزای یک منظومه تبدیل کند. و به چسبی نیاز داریم که ظرفیت‌های پراکنده این سرزمین را از تهران تا دورترین نقطه ایران، به یک شبکه واحد از توان ملی متصل کند.


 


چسب، قطعات را شبیه یکدیگر نمی‌کند. اتفاقاً ارزشش در همین است. قرار نیست دانشگاه شبیه صنعت شود، دولت شبیه بخش خصوصی شود، استان‌های ایران شبیه یکدیگر شوند یا همه ما یک جور فکر کنیم. پیوند، تفاوت را از بین نمی‌برد؛ اجازه نمی‌دهد تفاوت به گسست تبدیل شود. جامعه قوی، جامعه‌ای نیست که همه اجزایش شبیه یکدیگر باشند؛ جامعه‌ای است که اجزای متفاوتش بتوانند کنار یکدیگر، چیزی بزرگ‌تر از مجموع خودشان بسازند.


 


گاهی یک کشور از کمبود داشته‌هایش ضعیف نمی‌شود؛ از پراکندگی داشته‌هایش ضعیف می‌شود.


 


ما در ایران نقطه روشن کم نداریم. دانشگاه خوب داریم، دانشمند برجسته داریم، جوان خلاق داریم، شرکت دانش‌بنیان داریم، صنعتگر داریم، سرمایه‌گذار داریم و در سراسر این سرزمین مزیت‌های بزرگی داریم. مسئله اساسی این است که این نقاط روشن تا چه اندازه به هم متصل‌اند و تا چه اندازه می‌توانند در یک جهت قرار بگیرند.