Logo

  • englishenglish
  • عربیعربی
  • TürkçeTürkçe
  • עבריתעברית
  • PусскийPусский

دستمزد خوش‌خدمتی اعراب به صهیون؛ بقای اسرائیل با تجزیه کشورهای عربی

27 ارديبهشت 1405 - 10:52| اخبار بین الملل| اخبار آسیای غربیبین المللدر میان انفعال همیشگی اعراب، صهیونیست‌ها همچنان به بحث درباره پروژه موسوم به «اسرائیل بزرگ» ادامه می‌دهند.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در سایه تحولات اخیر منطقه بعد از جنگ منطقه‌ای و درحالی که رژیم صهیونیستی همچنان تلاش دارد با استفاده از انفعال و سکوت همیشگی اعراب و حمایت آمریکا، بحث درباره پروژه موسوم به «اسرائیل بزرگ» را ادامه دهد، تحلیل‌های متعددی درباره ابعاد این پروژه و اهدافی که به ویژه، راست افراطی‌های صهیونیست از آن دنبال می‌کنند، وجود دارد.

در این زمینه «مازن النجار» پژوهشگر معروف عرب زبان در امور تاریخی و جامعه شناسی، در مقاله‌ای برای شبکه المیادین به بررسی پیامدها و خطرات این پروژه برای منطقه و کل جهان پرداخته که شرح آن به شکل زیر است.

وقتی جناح راست اسرائیل از اصطلاح «اسرائیل بزرگ» استفاده می‌کند، این اصطلاح، اغلب به عنوان یک مفهوم توسعه‌طلبانه برای افزایش مساحت زمینی که اسرائیل ادعای مالکیت آن را دارد، درک می‌شود. از زمان تأسیس رژیم جعلی اسرائیل، این رژیم یک نهاد توسعه‌طلب و اشغالگر با هدف آواره کردن فلسطینیان بوده و این روند اکنون در حال سرعت گرفتن است.

تکاپوی صهیونیست‌ها برای اجرای پروژه اسرائیل بزرگ با اشغال تدریجی اراضی عربی

اما پروژه اسرائیل بزرگ واقعاً به چه معناست؟ منظور نتانیاهو و جناح راست اسرائیل از «اسرائیل بزرگ» چیست؟ و پیامدهای منطقه‌ای و جهانی این پروژه کدام است؟

اسرائیل بزرگ پروژه‌ای است که از گسترش صرف سرزمین و فعالیت‌های شهرک‌سازی فراتر می‌رود و به یک پروژه ژئوپلیتیکی گسترده برای هژمونی منطقه‌ای تبدیل می‌شود و منطقه را به عرصه‌ای از جنگ و درگیری‌های خونین با قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل می‌کند که منجر به ویرانی تاریخی می‌شود.

این امر مستلزم کشاندن آمریکا به جنگ علیه ایران، در کنار تلاشی حساب‌شده برای تضعیف کشورهای خلیج فارس است که موفقیت آن به طور گسترده مورد تردید قرار می‌گیرد؛ به ویژه بعد از شکست اهداف آمریکا و اسرائیل در جنگی که اخیرا شاهد آن بودیم.

در سی ماه گذشته، رژیم صهیونیستی، نوار غزه را با خاک یکسان و آن را دوباره اشغال کرده است که منجر به مرگ و زخمی شدن صدها هزار نفر، تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی و محدود شدن جمعیت آن به تنها 12٪ از سرزمین خودشان شده است.

در کرانه باختری هم رژیم صهیونیستی به تخریب و آوارگی این سرزمین که مردم فلسطین و اموال آنها را هدف قرار می‌دهد، ادامه داده و در تهاجمی بی‌سابقه از زمان جنگ 1967، سیطره و شهرک‌سازی‌های خود را گسترش می‌دهد.

اما در سوریه پس از سقوط دولت بشار اسد، رژیم صهیونیستی قلمرو سوریه (خارج از ارتفاعات جولان اشغالی) را تصرف کرد و در حال اشغال مجدد جنوب لبنان است.

وزرا و اعضای کنست رژیم اشغالگر از ائتلاف راست‌افراطی این رژیم، آشکارا از گسترش شهرک‌سازی در اراضی فلسطین و اشغال غزه و جنوب لبنان حمایت می‌کنند. بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی فاشیست رژیم صهیونیستی، خواستار «گسترش اسرائیل تا دمشق» شد و خود بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این رژیم ادعا کرد که ارتباط نزدیکی با این دیدگاه منطقه‌ای اسرائیل بزرگ احساس می‌کند.

دنیل لوی، مذاکره‌کننده سابق رژیم صهیونیستی، در مقاله‌ای در روزنامه انگلیسی گاردین اعلام کرد که پروژه «اسرائیل بزرگ» به همان اندازه که یک مفهوم ارضی در مورد اشغال و کنترل است، یک مفهوم ژئوپلیتیکی و استراتژیک نیز بوده و این جنبه آشکار و سرراست آن است، اما جاه‌طلبی نتانیاهو بسیار بزرگتر و پیچیده‌تر از صرف اشغال سرزمین بوده و این یک پروژه هژمونی منطقه‌ای است که بر اساس اتحادهای جدید ساخته شده و با قدرت سخت پشتیبانی می‌شود.

تضعیف و مطیع کردن کشورهای خلیج فارس

پس از وقایع مربوط به طوفان الاقصی و آشکار شدن دامنه و وحشیگری اسرائیل در غزه که با واکنش شدید افکار عمومی در منطقه و جهان از جمله کشورهای عربی همراه بود، تلاش‌های این رژیم برای ادغام منطقه‌ای و گسترش عادی‌سازی روابط با رژیم‌های عربی با شکست مواجه شده است.

بعد از این اتفاقات، نتانیاهو با یک انتخاب دشوار روبرو بود: یا تلاش‌های عادی‌سازی منطقه‌ای را با توافق با فلسطینی‌ها از سر بگیرد، یا به موضع «حاصل جمع صفر» خود پایبند باشد و هرگونه آینده فلسطینی را رد کند.

با انتخاب گزینه دوم، نتانیاهو باید ایران را از موازنه قدرت منطقه‌ای حذف می‌کرد که مستلزم مداخله نظامی مستقیم و گسترده آمریکا در کنار اسرائیل علیه ایران بود.

دنیل لیوی، دیپلمات صهیونیست در ادامه مقاله خود برای روزنامه گاردین تاکید می‌کند که که چند روز قبل از جنگ، دو مقام امنیتی سابق اسرائیل، در مقاله‌ای که توسط موسسه استراتژی و امنیت قدس منتشر شد، گفتند که کشورهای اصلی عربی منطقه معتقدند که سرنگونی یا تضعیف شدید نظام ایران، جایگاه اسرائیل را به عنوان قدرت برتر منطقه‌ای تثبیت می‌کند.

بر اساس این مقاله، دستیابی اسرائیل به این هدف نه تنها مستلزم فروپاشی ایران، بلکه مستلزم تضعیف کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نیز هست تا آنها را برای امنیت و مسیرهای صادرات انرژی به اسرائیل وابسته ‌کند.

در این زمینه، همانطور که انتظار می‌رفت، هنگامی که اسرائیل و ایالات متحده این جنگ را آغاز کردند، دسترسی کشورهای خلیج فارس به بازارهای جهانی از طریق تنگه هرمز به شدت مختل شد. همچنین وقتی اسرائیل حملات خود را با هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران تشدید کرد، تهران تهدید خود را عملی کرد و مناطقی را در کشورهای خلیج فارس موشک‌باران کرد.

نتانیاهو از فرصت استفاده کرد و خواستار «مسیرهای جایگزین به تنگه هرمز و باب المندب» شد و «گسترش خطوط لوله نفت و گاز به سمت غرب در سراسر شبه جزیره عربستان به اسرائیل و سپس به بنادر ما در مدیترانه» را پیش‌بینی کرد.