در سپهر هنرهای تجسمی ایران معاصر، برخی آثار نه صرفاً به عنوان تولیدات زیبایی شناختی، بلکه به مثابه عناصر فعال در زیست فرهنگی جامعه عمل می‌کنند. در این میان، تابلو «عصر عاشورا» از مرحوم استاد محمود فرشچیان جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که از محدوده نمایش هنری فراتر رفته و در لایه‌های مختلف فرهنگ آیینی ایرانیان به یک نشانه تثبیت شده بدل شده است.


این اثر که در دهه ۱۳۵۰ خلق شد، با عبور از روایت مستقیم واقعه کربلا، بر لحظه پس از فاجعه تمرکز می‌کند؛ لحظه‌ای که فقدان، اندوه و بازگشت اسب بی سوار امام حسین علیه السلام، زبان بصری تازه‌ای از سوگ را شکل می‌دهد. اهمیت این تابلو تنها در مهارت تکنیکی یا زیبایی شناسی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در ظرفیت آن برای تبدیل شدن به یک زبان مشترک فرهنگی است که در مناسک عاشورایی امروز ایران نیز حضوری پررنگ دارد.


حال پرسش اصلی این است که چگونه یک اثر هنری توانسته است از سطح نمایش موزه‌ای عبور کند و به عنصر فعال در آیین‌های سوگواری تبدیل شود.