در هیاهوی سرسامآور پایتخت و در تلاقی آهن و بتن، درست زیر سقف بلند پل یارجانی، ریتمی متفاوت از زندگی در جریان است. اینجا نه یک کارگاه خیاطی معمولی، که یک «جزیره انسانی» در قلب منطقه ۱۷ است؛ جایی که صدای مداوم چرخهای خیاطی، نجوای صبوری زنانی است که سرپرستی خانوار را بر دوش میکشند و برخی از مردانی که در سکوت مطلق ناشنوایی، زیباترین الگوهای زندگی را میدوزند.
در یکی از روزهای سوزان و داغ تابستان ۱۴۰۵، قدم به زیر پل یارجانی تهران گذاشتم؛ مکانی که تنها دو ماه از تولد نخستین «مرکز کارآفرینی و اشتغال به کار بهبود یافتگان » در منطقه ۱۷ میگذرد. اینجا، جایی است که تلاش برای زندگی، با صدای تکرارشونده چرخهای خیاطی در هم میآمیزد.
در این سوله ۷۰۰ متری، پارچهها تنها به لباس تبدیل نمیشوند، بلکه بستر پیوندی شدهاند میان انسانهایی که با وجود ناملایمات اقتصادی، به دنبال بافتن تار و پود آیندهای روشنتر هستند.
علی یداللهزاده و همسرش، عاطفه تعالی، دو کارآفرین جوان هستند که با ارادهای پولادین، یک سوله ۷۰۰ متری را از کالبد سرد و خالی، به کارگاهی پرجنبوجوش بدل کردهاند. صدای «قیچ، قیچ» چرخها، موسیقی متن این فضا است. طاقههای پارچه، با رنگهای متنوع و درخشان، گویی در انتظار لمس دستان خیاطاناند تا به جانی دوباره در قالب لباس درآیند. در این سالن، طیف سنی از ۲۰ تا ۵۰ سال، مرد و زن همگی در مسیر تولید، مشغولاند.
دیدگاه خود را بنویسید